تبليغاتX
پرسه

پرسه

فمینیسم

نه زن و دو مرد در انتظار سنگسار

 

ساقی لقایی/میدان زن

9 زن و 2 مرد، در زندانهاي سراسر ايران در انتظارند. انتظار براي مرگي سهمگين.
قرار است تا سينه خاک شوند و آنقدر با سنگريزه به سر و رويشان کوفته شود تا جان بسپارند
.
آنچه در زيل مي آيد، خلاصه اي از پرونده محکومان به سنگسار است برای دیدن شرح کامل تری از پرونده ها بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید:
 

سنگسار براي گفت و گو با پسر همسايه
ايران و پسر همسايه در حياط خانه گرم گفت و گو بودند که شوهرش از ديوار وارد حياط مي شود و به زن حمله مي کند.«آنقدر کتکم زد که دو دندان جلويم کاملا شکست و بيهوش و خون آلود روي زمين افتادم که...


خفه ام کنند، اما سنگسار نه!
او مطمئن است که اگر آزاد شود، هيچ جايي ندارد برود و برادرانش او را خواهند کشت.

شوهرم را دوست نداشتم

سنگسار در عين وفاداري به همسر
داخل کوچه دو پسر جوان برايم مزاحمت ايجاد کردند. "محمود" که شاهد اين اتفاق بود، جلو آنها را گرفت و بعد از چند روز به طريقي که اصلا نمي دانم وي با تماس تلفني از من خواست تا بناي رابطه نامشروع را با او بگذارم.

شوهرم مرا مي فروخت، من سنگسار مي شوم

شوهرم 12 سال مرا وادار به تن فروشي مي کرد

«12 سال مرا وادار به اين کار کرد. چند سال اول که گذشت، از زندگي نکبت بارم خسته شدم و طلاق گرفتم. چهار فرزند داشتم بي پناه و پشتيبان. اعتيادش را ترک کرد. التماس کرد که به زندگي بازگردم. وقتي ديدم ترک کرده، برگشتم. به خاطر بچه هايم.»

مراد، ملک را قرباني سنگسار کرد

اين دو زن فعلا سنگسار نمي شوند

دو مرد در انتظار سنگهاي مرگبار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  17 Sep 2006ساعت 4:22 PM  توسط مهسا  | 

اگر یک زن در قانون حقوق مساوی مثلا حق طلاق داشته باشه مشکلاتش زیاد حل نمی شوند اگر چه قانون حداقل حقوق یک انسان را به او داده ولی بیرون از انجا او را همچنان یک زن و یک جنس دوم می دانند ، تفکری که او را بیشتر به سوی  فنا و تباهی میکشد! در حالی که جامعه می تواند به او کمک کند که به عنوان یک انسان عاقل و آزاد زندگی کند!

متاسفانه جامعه ی ایران زن را موجودی(نه یک انسان)می داند که باید ...

       

                                    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  6 Sep 2006ساعت 8:6 PM  توسط مهسا  | 

گزارش تصويري : خوابگاه دختران زابل

آفتاب: شايد يکی دو شب در خوابگاه ماندن و با بچه های خوابگاه تا صبح بيدار بودن و گفتن و خنديدن لذت بخش باشد ، اما چهارسال زندگی با 7 نفر ديگر در يک اتاق 24 متری بسيار وحشتناک است. خوشبختانه از طعم خوابگاه ، من همان يکی دو شب مهمان بودن را چشيدم اما مشکلات دوستان شهرستاني ام را از نزديک مي ديدم . کمبود فضای زندگی ، مشکلات رفت وآمد ، بهداشت ، پخت و پز ، و از همه مهمتر تفاوت عقايد و فرهنگ های افرادی که در يک اتاق زندگی می کردند مسايلی بود که مجبور بودند تحمل کنند و .... اما دانشجويان دختر دانشگاه زابل علاوه بر تحمل مشکلات فوق ، زندگی دشوارتری دارند. دست و پنجه نرم کردن با اشرار افغانی ، ترس از حملۀ ناگهانی بلوچ ها به داخل خوابگاه ، نداشتن امنيت در مسير کوتاه خوابگاه تا دانشگاه و چهار تا شش سال زندگی کردن در دل کوير بيشتر شبيه زندگی کردن در يک تبعيدگاه است تا خوابگاه دانشجویی

برگرفته ازhttp://www.aftabnews.ir

+ نوشته شده در  23 Aug 2006ساعت 7:46 PM  توسط مهسا  | 

رستم قرن 21

مشكل بعضي از مردان محترم اينه كه فكر مي كنند اگر تو خانواده به همسرانشون بها و آزادي و حق صحبت كردن بدهند از قدرتشون كم ميشه ، دين بر باد ميره يا اصلا بد تر فكر مي كنند زن ها نصفه عقلند! همين ها نگاه كنند امسال بيشتر رتبه هاي اول كنكور همين به اصطلاح نصفه عقل ها كسب كردن! 65% دانشجو ها دخترند و بيش از نيمي از جمعيت ايران را زن ها تشكيل مي دهند كه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  22 Aug 2006ساعت 7:28 PM  توسط مهسا  | 

مرا به مردان اجاره میدادند

اسم‌ من‌ موناست‌ و 19 ساله‌ هستم‌.

پدرم‌ بنا بود. از روزي‌ كه‌ به‌ دنيا آمدم‌ صداي‌ دعواهاي‌ پدر و مادرم‌ در گوشم‌ نجوا مي‌كردند. مادرم‌ عاشق‌ پسر ديگري‌ بود اما خانواده‌اش‌ او را به‌ زور به‌ عقد پدرم‌ درآورده‌ بودند. در درياي‌ تلخي‌، كينه‌ و درگيري‌ بزرگ‌ شدم‌ مادرم‌ اصلا اهميتي‌ به‌ من‌ و خواهر كوچكم‌ نمي‌داد. ديگر از اين‌ وضعيت‌ خسته‌ شده‌ بودم‌. حسرت‌ دست‌ محبت‌ مادرم‌ را مي‌كشيدم‌. اما افسوس‌...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  22 Aug 2006ساعت 12:7 PM  توسط مهسا  | 

سكوت چيزي را حل نمي كند

روي سخنم با اون دسته از افراديه كه مي گن يه جانبه قضاوت نكنم! درسته هم مرد بد پيدا مي شه هم زن بد.چه زن هايي كه با خيانت ها و ندانم كاري هاشون زندگي را به هم مي ريزند و چه بسيار مرداني كه زندگي شان را قرباني تفكرات غلط و هوس مي كنند.

من اينجا مخالف مرد ها و يا طرفدار زن ها نيستم.من و در واقع تمام كساني كه مثل من مي نويسند به دنبال آزادي و پيشرفت جامعه هستيم كه اين پيشرفت و فرهنگ سازي محقق نمي شه مگر با احقاق حقوق بشر كه بخشي از آن حقوق زن هاست...

 سكوت بلند ترين فرياد نيست راحت ترين راهه ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  21 Aug 2006ساعت 5:38 PM  توسط مهسا  | 

به خدا اين دختر ها هم تفريح مي خواهند

ما تو قرن 21 زندگي مي كنيم.در جايي كه همه دارن مثل باد از كنارمون مي گذرند و يكي يكي كه نه 10تا 10 پله هاي ترقي را طي مي كنند ما بايد به فكر اين باشيم كه آيا بانوان محترم را تو ورزشگاه ها راه بديم يا نه...فلان كشور موشك مي فرسته ماه اون وفت رييس جمهور محترم ما يه روز مي يان مي فرمايند ميشه يه روز ديگه مي گن نمي شه ، خلاف شرعه!!!!!

يكي نيست بگه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  21 Aug 2006ساعت 4:50 PM  توسط مهسا  | 

ريسمان نامريي تبعيضات جنسي

خورشيد اهل روستاي كا كلي اباد ساكن مريوان همسر شخصي به اسم جبار كه هميشه مورد آزار و اذيت او قرار ميگرفته .چندي پيش جبار بعد از كتك مفصلي اورا بيهوش نموده وسپس رويش بنزين ريخته وآتش ميزند پرونده اين جنايت هولناك در دست بررسي است .

مورد دوم زني 45 ساله به نام طوبي سعيدي كه بر اثر اذيت و آزار مدام همسر دچار مشكلات روحي ورواني شده و مدتي در بيمارستان فارابي بستري بوده اين زن نگون بخت كه بعداز ترخيص دوباره مورد ازار وشكنجه همسر قرار ميگيرد تاب تحمل را از دست داده وچند روز پيش جسم وجان خسته اش را به رود پر درد وخروش سيروان ميسپارد اسم همسرش سهراب ميباشد كه زن قبليش هم در اثر خشونتهاي زياد همسرش خود سوزي نموده ومثل ساير زنان قرباني اخرين فرياد رهايي و آرامش ابدي را در مرگ ميبيند. اين سرنوشت شوم وغم انگيز زناني است كه به ريسمان نامريي تبعيضات جنسي بسته شده واگر جسارتي به خرج داده واين بند بردگي رابخواهند پاره كنند مورد طعن ولعن ونفرين و طرد هميشگي خانواده واجتماع قرار ميگيرند. پس بياييد يكصدا عليه اين بي عدالتي فرياد برآريم مازنان انسانيم وحق انسانيمان را ميخواهيم .

منبع: وبلاگ علیه خشونت

+ نوشته شده در  21 Aug 2006ساعت 11:1 AM  توسط مهسا  | 

حرمسراي نوين

من نمي دونم اين قانون تعدد زوجات چيه ديگه...مثل اينكه اين مردم نمي خواهند باور كنند كه دوران حرمسرا گذشته...

+ نوشته شده در  20 Aug 2006ساعت 1:29 PM  توسط مهسا  | 

قتل یک زن جوان در کردستان

دهگلان؛ یک فرد به نام " تیمور" عضو یک نهاد امنیتی همسر خود را به نام " فریباسلیمانی" با شلیک 14 گلوله به قتل رساند.روز جمعه 20 مردادماه فردی به نام "تیمور" از اهالی روستای حسن آباد دهگلان همسر خود را به نام "فریبا سلیمانی"در انظار دو کودک خردسال وی و مردم روستا با شلیک 14 گلوله به قتل رساند. قاتل که عضو یک نهاد امنیتی است هم اکنون دستگیر و بازداشت شده است. گفته می شود این فرد پیش تر نیز موجب مرگ سه عضو خانواده همسرش در یک حادثهرانندگی مشکوک گردیده است.

باز هم ناموس پرستی و دفاع از شرف جان زن دیگری را گرفت. زنان بی گناهی در طول تاریخ سیاه مردسالاری به دست مردان نادان و جاهل جان خود را از دست دادند

منبع: http://zanank.blogfa.com/

+ نوشته شده در  19 Aug 2006ساعت 10:14 PM  توسط مهسا  |